پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 15:37 M

خدایا...

یه جون طلبکاری...!

هزارتا آرزو بدهکار...!

دیگه خسته شدم...!

یا طلبتو بگیر یا بدهیتو بده...!

دوشنبه دهم آذر 1393 17:36 M

این روزها

اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است :

" آخـــــــی "

 پس بخند

دوشنبه دهم آذر 1393 17:31 M

عطرهای خوب، شیشه خالی شان هم بعد سال ها هنوز بوی عطر میدهد

 

 

درست مثل جای خالی تو…

دوشنبه دهم آذر 1393 17:30 M

ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..
مـیـگـذره بـا هـمـه قـشـنـگـیـو زشـتـی هـاش...
شـبـاشـم مـیـگـذره...
بـاهـمـه ی تـنـهـایـیـاش...بـا هـمـه ی دلـتـنـگـیـاش...
یـه روزی صـدای قـهـقـه خـنـدمـون تـا اسـمـون مـیـرسـیـد...
یـه روزم صـدایگـریـمـونـو بـا ریـتـم دوش اب حـمـوم تـنـظـیم میـکـردیـم تـا کـسـی صـداشـو نـشـنـوه...
یـه روز خـوشـحـالـشـون کـردیـم...
یـه روز نـاراحـتـمـون کـردن....
یـه روز حـسـرت داشـتـیـم یـه روز ارزو بـه دلـمـون گـذاشـتـن.....
مـیـدونـم مـثـه مـنـم یـه شـبـایـی داشـتـیـد کـه از دسـه خـدا هـم کـاری بـر نـمـیـومـد...شـبـایـی کـه بـغـضـتـون از اسـمـونـم مـیـزد بـالــا...گـذشـت دیـگـه نـگـذشـت؟؟؟؟گـذشـت...
یـه روزی دوسـت داشـتـیـم امـا دوسـمـون نـداشـتـن...
یـه روزایـی جـوون شـدیـم امـا تـا شـبـش پـیـر شـدیـم...از دسـه غـصـه هـامـون...
یـه روزایـی یـواشـکـی عـاشـق شـدیـم ...یـواشـکـی دیـدیـمـش...امـون از گـریـه هـای یـواشـکـی بـیـادش اونـم از سـر دلتـنـگــی..
یـه شـبـایـی پـر حـرف بـودیـم سـکـوت کـردیـم...
یـه شـبـایـی اصـن نـگـذشـت امـا مـا ازش گـذشـتـیـم..چـجـوریـش مـهـم نـیس..
یـه شـبـایـی داد زدیـم امـا جـز دلـمـون هـیـچ کـس صـدامـونـو نـشـنـیـد...
یـه شـبـایـی هـمـه چـی بـود الـا اونـی کـه بـایـد مـیـبـود...
یـه شـبـایـی بـیـاد خـاطـره هـامـون خـابـمـون بـرد تـا بـه امـیـد رویـاهـامـون بـیـدار شـیـم...
یـه روزایـی خـنـدیـدیـم امـا بـغـضـمـون گـرفـت ...
یـه شـبـایـی بـغـض کـردیـم امـا خـنـدیـدیـم...
یـه شـبایـی رو بـا یـه اهـنـگـهـای خـاص سـر کـردیـم...هـی گـذاشـتـیـمـشـون رو تــکرار تـا صـبح فـقـط اونـو گـوش مـیـکـردیـم...
یـه روزایـی دلـمـونـو خـوش کـردیـم بـه مـعـجـزه...
یـه روزایـی حسـودیـمـون شـد بـه یـه کـسـایـی...بـغـض کـردیـم...
یـه شـبـایـی نـداشـتـه هـامـون بـیـشـتـر از داشـتـه هـامـون بــود...
یـه روزایـی یـه چـیـزایـی دیـدیـم کـه از توو داغـونـمـون کـرد..
یـه شـبـایـی نـفـسـمـون بـرید از ایـن هـمـه بـغـض...
یـه شـبـایـی نـفـس کـم اوردیـم...امــا دووم اوردیــم...
یـه روزایـی فـقـط زنـده بـودیـم ...زنـدگـی نـکـردیـم...
یـه شبـایـی زنـده هـم نـبـودیـم فـقـط بـودیـم...هـمیـن..
یـه روزایـی بـا یـه کـسـی کـل دنـیـا رو حـریـف بـودیـم
خـیـلـی هـا خـواسـتـن مـا رو بـسـازن امـا خـرابـمـون کـردن...
خـیـلـی هـا خـواسـتـن هـمـدردی کـنـن امـا ...
یـه روزی ...یـه شـبـی.. دلـمـونـو بـد شـکـسـتن...از هـمـه ی ایـن روزا و شـبـا هـم بـگـذرم امـا..

از دلـــــــــــــم نـمـیـگـذرم ...

پنجشنبه ششم آذر 1393 16:16 M

ﺗﻨﻔــــﺮ ؟!

 

ﻧــــﮧ !

 

ﺑﻰ ﺗﻔــﺎﻭﺗــﻤــــ

 

ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺯ ﺳﺮﺗــــم ﺯﻳـــﺎﺩﻯ ﺍﺳﺘـــ ...

دوشنبه سوم آذر 1393 14:37 M

چـقــــدر ســـختــــه منـــطقـــــی فــکر کنــــی

 

وقتــــی ...

 

احــســـاســـاتـــت داره خـــفــت میـــکنـــه.....

دوشنبه سوم آذر 1393 14:36 M

 دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباش !

 

ارزش “خاص بودن” را نداشت . . .

دوشنبه سوم آذر 1393 14:35 M

زمانی آدمها به پای هم پیر می شدند

 

این روزها به دست هم پیر می شوند..!

دوشنبه سوم آذر 1393 14:34 M

عشـــق

نــه پــول میخـــواد

نــه خوشگلـــی

نــه ماشیـــن

نــه هیچـــی دیگـــه

فقـــــط دو تــا آدم میخــــواد...

 

تاکیــــد میکنــــم : آدمــــــــ

دوشنبه سوم آذر 1393 14:32 M

انسان تمام خوبيها را با يک بدي فراموش ميکند ؛

 

ولي خدا تمام بديها را با يک خوبي فراموش ميکند...

شنبه یکم آذر 1393 0:26 M

گفتم : خدايا همنشينم باش ،

 

گفت : من مونس کساني هستم که مرا ياد کنند ؛

 

گفتم : چه آسان به دست مي آيي !

 

گفت : پس آسان از دستم نده ..

شنبه یکم آذر 1393 0:24 M

مغرورم؟ عشقم ميكشه

تنهام ؟ به خودم مربوطه

از بعضيا متنفرم ؟ خودشون خواستن

بعضيا رو فراموش كردم ؟ حافظه خودمه

لجبازم ؟ به شما هيچ ربطي نداره

كينه ايم؟ آره چه جورم

سنگـ دلم؟ چه بهتر

ازم خوشت نمياد؟ فداسرم مگه مجبورت كردم

قراره مثل تو باشم ؟ نوچ

قابل تحمل نيستم ؟ اجباري به تحملم نيست

باهام حال نميكنی؟ خوش اومدی

 

 دلتنگمو خیلی ازم دوری... با اینکه من ممیرم اینجوری... بازم  نمیخوامت ...

 

شنبه یکم آذر 1393 0:13 M

علم روانشناسی میگه:

وقتی یک نفر خیلی میخندد..حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده ..

بدانید او از درون عمیقا غمگین است!!

اگر یک نفر خیلی میخوابد.. بدانید "تنهاست"

اگر یک نفر کم حرف میزند..سریع حرفش را میگوید و دوباره سکوت میکند.. ب

دانید "راز"ی در سینه دارد

وقتی یک نفر نمیتواند گریه کند بدانید "ضعیف" است

وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و زیاد غذا میخورد بدانید" تحت تنش " است

وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه میکند"معصوم"است

اما..

وقتی یک نفر به خاطر چیزهای کوچک"عصبانی" میشود

یعنی درگیر "دوست داشتن" از "ته قلب" است.... ‏ ‏

جمعه سی ام آبان 1393 23:52 M

تو راحت بخواب...

من...

مشق گریه هایم...

هنوز مانده...

آری...

فرق بزرگیست میان کسی که تنها مانده...

با پسرکی که تنهایی را انتخاب کرده...!!!

چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 0:1 M

مرد....

 

میخواهد....

 

خاطره ها را بدون "اشک" مرور کردن....

سه شنبه بیستم آبان 1393 23:53 M

گاهی خدا  آنقدر صدایت را دوست دارد که....

 

 "سکوت میکند"تا تو بارها بگویی....

                           

        خــــــــــــــــ♥ـــدای منـــــــــــــــــــــــــــ

سه شنبه بیستم آبان 1393 23:43 M

پای رفته را میتوان برگرداند....

 

اما....

 

دل رفته را هرگز...

سه شنبه بیستم آبان 1393 23:39 M

اینجا  "زمین" است!!!

 

بدبختی را "مستند" میکنند..

 

خوشبختی را "سریال"...

 

و از جدایی ها "فیلم سینمایی" میسازند..!!!

 

 

سه شنبه بیستم آبان 1393 23:34 M

چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 10:18 M

شنبه بیست و نهم شهریور 1393 21:8 M

 

فراموش کرده ام



فقط گاهی بی اختیار


اسمش را که میشنوم


میشکنم.......

دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 22:28 M

بعضی سختیا...

 

آدم رو قوی نمیکنن...

 

پیر میکنن...!!!

دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 22:27 M

من از دلتنگی هایم برای کسی مینویسم که...

 

حتی یک بار...

 

حتی یک بار...

 

دلش برایم تنگ نشد!!!

دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 22:26 M

همه ى كسانى كه

 

الان بر عشق لعنت  مى فرستند ،

 

روزگارى عاشق ترین انسان این شهر بوده اند...!

یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 22:10 M

با اينكه ميدونم دوسم نداري....

 

با اينكه ميدونم بهم فكر نميكني...

 

با اينكه ميدونم بودن يا نبودنم برات فرقي نميكنه...

 

با اينكه ميدونم با يكي ديگه هستي...

 

با اينكه هزار تا چيز ديگه هم ميدونم...

 

اما هنوز عاشقتم....

 

هنوز ديوونه وار دوست دارم....

 

هنوز هرشب به ياد تو ميخوابم...

 

هنوز از عشقش پشيمون نشدم...

 

هنوز....

 

شــايــد بــــاورتــــون نــشـــه . . .

 

ولـــي مـــنــــــــم يــه روزي ، مــــــي خـنـــــــديــــــــــدم ...!!!

یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 22:7 M

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 21:56 M

چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 21:55 M

بعضی چیزها را " باید " بنویســــــــــم"

 

نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "

 

برای اینکه " خفه نشــــــــم "

 

همین!!!
یکشنبه پانزدهم تیر 1393 14:45 M

تنها   


 بی هوایی..

   
 آدم را خفــــــــــــــه نمی کند..  

 

 گاهی هوایی شدن..  

 

 بدون رو سیاهی    

 

آروم آروم... 
  

خاموشتــــــــــــــــ میکنه...

 
شنبه چهاردهم تیر 1393 20:8 M